از فرصت‌های رسانه‌های اجتماعی غافل شدیم

ایتنا:اعتقادی به بومی‌سازی شبکه‌های اجتماعی ندارم. اینترنت مثل یک رودخانه جاری و خروشان است.
سپیده نیکخواه – آیدا امیراصلانی – در شرایطی که ارتباطات برخط هر روز بیشتر از دیروز جای خود را در میان طیف‌ها و سطوح مختلف جامعه باز می‌کند و حتی دستگاه‌های حاکمیتی نیز به‌رغم مقابله‌های اولیه، به این قافله پیوسته‌اند، نظریه‌پردازان رسانه‌های مجازی از آغاز فصل جدیدی در این فضا خبر می‌دهند؛ فضایی که به‌واسطه حضور حاکمیت و نقش‌آفرینی‌شان در شبکه‌های اجتماعی به سمت کم‌رنگ‌شدن و مدیریت محدودیت پیش می‌رود.
در آستانه این فصل جدید به سراغ حسین امامی، استاد آشنای علوم ارتباطات رفتیم تا ضمن ارزیابی شرایط کنونی، دیدگاه‌‌های تازه‌ای از فرصت‌ها و تهدیدهای فضای مجازی را مطرح کند. دامنه صحبت‌های این استاد آرام ارتباطات، از تاخر فرهنگی کشور در حوزه ارتباطات آنلاین و به ویژه شبکه‌های اجتماعی آغاز می‌شود و تا تاثیرگذاری حاکمیت در جوامع مجازی و باید و نبایدهای آن پیش می‌رود.
امامی که به عادت اغلب اساتید دانشگاه با ظرافت خاصی از هنجارهای نظارتی در این فضا سخن می‌گوید، معتقد است رواج سواد رسانه‌ای از همان دریچه‌ مجازی بهترین راهکار برای حضور هدفمند در شبکه‌های اجتماعی است که تا به امروز مورد غفلت واقع شده است.

• باید بپذیریم که همواره میان فرهنگ‌سازی و ظهور تکنولوژی‌های نوین در کشور ما شکاف وجود داشته است؛ به‌طوری‌که می‌توان گفت فرهنگ فناوری اطلاعات نسبت به رواج آن یک تاخر زمانی قابل توجه دارد. فکر می‌کنید چه عواملی در این تاخر تاثیرگذار بوده‌اند؟
طبق اصول لازم است پیش از ورود تکنولوژی‌های جدید در هر کشوری، فرهنگ استفاده از آن ایجاد شود؛ طبیعی است اگر فرهنگ‌سازی پیش از ورود شکل نگیرد، ممکن است آن کشور را با چالش‌هایی مواجه کند. خانواده‌ها و به‌خصوص جوانان در معرض آسیب تکنولوژی‌های جدید قرار می‌گیرند و به تغییر هویت و تغییر سبک زندگی آنان منجر می‌شود. البته اگر سبک زندگی تغییر کند، مشکل خاصی ایجاد نمی‌شود، اما اگر تغییر سبک زندگی، که موجب مصرف‌گرایی شود و اعتقادات ما را تحت تاثیر و هویت ما را تغییر دهد، مشکل‌ساز می‌شود.

• حال که این فرهنگ‌سازی با تاخیر در کشور ما صورت گرفته، به نظر شما این موضوع تا چه اندازه بحران‌ساز شده است؟
در این خصوص فرهنگ‌سازی باید در قالب افزایش و ارتقای سواد رسانه‌ای در کشور اعمال شود؛ بدین صورت که ضرورت دارد مهارت و سواد استفاده از رسانه‌های دیجیتال (بازی‌های کامپیوتری، چت، ایمیل، شبکه‌های اجتماعی و…) را گسترش دهیم. حتی اگر لازم است سواد رسانه‌ای در سرفصل دروس دانشگاهی یا حتی در مقطع دبیرستان گنجانده شود. یا این‌که برای والدین شاغل و یا زنان خانه‌دار دوره سواد رسانه برگزار شود. بنابراین با گسترش سواد رسانه‌ای در بین مردم فرهنگ شکل می‌گیرد و شکاف بین فرهنگ استفاده و تکنولوژی‌های نوین کاهش می‌یابد. این الگویی است که اغلب کشورها درخصوص موضوعی همچون فضای مجازی دنبال کرده‌اند و نتایج‌ به‌دست آمده نیز موفقیت‌آمیز بوده است.

• در شرایط فعلی با وجود دستگاه‌های نظارتی مختلف که هریک خود را متولی ساماندهی فضای مجازی می‌دانند، هنوز نمی‌توان یک سازمان یا نهاد را به‌درستی متولی این فضا و ماهیت آن دانست. از دیدگاه شما کدام نهادها باید مسئولیت گسترش و ارتقای سواد رسانه‌ای در بین مردم را برعهده گیرند؟ مشخصا نهادهایی که متولی آموزش و فرهنگ در کشور هستند، مثل وزارت آموزش و پرورش، آموزش عالی، دانشگاه‌ها، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، رسانه ملی و حتی سایر رسانه‌ها ‌باید رواج‌دهنده سواد رسانه‌ای در بین مردم باشند.

• فکرمی‌کنید این نهادها تاکنون چقدر برای پیشبرد اهداف‌شان موفق عمل کرده‌اند؟
برخوردی که در کشور ما با تکنولوژی شده، با کشورهای دیگر متفاوت بوده است. به‌عبارتی دیگر نگرش ما به تکنولوژی از جنبه مقابله با آن بوده و همیشه به جای استقبال از آن، به دنبال تهدیدها و چالش‌های ورود تکنولوژی بوده‌ایم.

• این نگرش مقابله‌ای در برابر تکنولوژی را یک نگرشی عمومی می‌دانید یا معتقدید بیشتر از منظر حاکمیت دیده می‌شود؟
کشورهایی هستند که فقط با دیدن جنبه منفی و آسیب‌های شبکه‌های اجتماعی، نگاهی مشکوک و همراه با تردید بر این رسانه‌های جدید دارند. اما واقعیت این است که مگر این جنبه‌های منفی نمی‌تواند در فضای آفلاین یا دنیای اطراف‌مان اتفاق بیفتد؟ نگرش مقابله‌ای همیشه از منظر حاکمیت‌ها در برابر فناوری شکل می‌گیرد و نهادهای تصمیم‌ساز و برنامه‌ریز چالش‌ها و تهدیدها را مطرح می‌کنند. از این‌رو ممکن است از فرصت‌ها غافل شوند. اگر فرصت‌هایی مانند سهولت در برقراری ارتباطات علمی، تجاری، اقتصادی، بازاریابی و فرهنگی را که رسانه‌های نوین پیش روی ما می‌گذارند معرفی کنیم، گام موثری در راستای فرهنگ‌سازی برداشته‌ایم. سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان حوزه فضای مجازی، شرایط را به‌گونه‌ای فراهم کرده‌اند که با شناخت آسیب‌های رسانه‌های اجتماعی، با توسعه روزافزون آن نیز همگام شوند.

• در این شرایط که چنین نگرشی وجود دارد، چه راه‌حلی می‌توان ارائه داد که نیاز هر دو طرف یعنی کاربران و حاکمیت برطرف شود؟ آیا با بومی‌سازی اینترنت و به‌خصوص شبکه‌های اجتماعی، این امر محقق می‌شود؟
اعتقادی به بومی‌سازی شبکه‌های اجتماعی ندارم. وقتی از شبکه‌های اجتماعی سخن می‌گوییم، منظور یک فضای بین‌المللی است که ممکن است از عواملی تحت عنوان جهانی‌شدن ریشه گرفته باشد. اینترنت مثل یک رودخانه جاری و خروشان است. مسیر یک رودخانه را نمی‌توان مسدود کرد، پس بهتر است مسیر آن را هدایت کرد.

• درواقع معتقدید این بومی‌سازی با ماهیت بدون مرز شبکه‌های اجتماعی در تضاد است؟
ببینید، موضوع گسترش فرهنگ مبنی بر حضور هدفمند در این فضاست. ما در وهله اول باید بیاموزیم که فرصت‌ها و قابلیت‌های تکنولوژی‌های نوین را به مردم معرفی کنیم و صرفا از مطرح کردن تهدیدهای آن صرف‌نظر کنیم. البته برخی از تهدیدها، مثل حمله سایبری، ورود به حریم خصوصی افراد، ویروس‌ها و… واقعی هستند و گوشزد کردن آن‌ها لازم است؛ ولی سایر تهدیدهایی که مطرح می‌شوند در زندگی واقعی هم وجود دارند، بنابراین باید بتوانیم استفاده بهینه از اینترنت و رسانه‌های اجتماعی را ترویج کنیم. درصورتی‌که مخاطب هم مخاطب فعال باشد، این هدایت با سهولت بیشتری انجام می‌گیرد. ما به‌خوبی می‌توانیم از شبکه‌های اجتماعی استفاده کنیم، حدود ۱۹ میلیون در ایران کاربر شبکه اجتماعی فیس‌بوک هستند، که می‌توانند با تولید علم و مطالب پربار حتی عقاید و تفکرات شیعی و اسلامی، دیدگاه و افکار خود را به جهانیان برسانند.

• مهم‌ترین دلیل شما برای مخالفت با بومی‌سازی چیست؟ اگر به سمت بومی‌سازی حرکت کنیم، با چه چالش‌هایی روبه‌رو خواهیم شد؟
به این دلیل که اگر شبکه اجتماعی بومی راه‌اندازی شود، فقط خود ما ایرانی‌ها از آن استفاده خواهیم کرد. شبکه اجتماعی در دهکده جهانی و یا به تعبیر مانوئل کستلز، کلبه‌های اجتماعی معنی پیدا می‌کند؛ به شکلی که فرهنگ‌ها و زبان‌های مختلف در یک شبکه حضور داشته باشند و با سایر ملل در تعامل باشند. البته این را اضافه کنم که اگر بخواهیم فقط به شبکه‌ اجتماعی از نگاه سرگرمی و لایک زدن و رفع خستگی و اتلاف وقت کاربران نگاه کنیم، همین شبکه اجتماعی بومی کفایت می‌کند. ضمن این‌که راه‌اندازی شبکه اجتماعی نیازمند صرف هزینه‌های هنگفتی است.

• اما به‌نظر می‌رسد در شرایط کنونی تنها این شکل از شبکه‌های بومی مورد تایید حاکمیت کشور هستند…
با این حال تضمینی هم وجود ندارد تا زمانی که فیس‌بوک با یک میلیارد کاربر به‌عنوان سومین کشور پرجمعیت دنیا وجود دارد، کاربر ایرانی از شبکه اجتماعی بومی استقبال کند. رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مثل فیس‌بوک و یوتیوب که هر روز قابلیت‌های آن تغییر می‌کند و مطابق نیاز کاربران ارتقا می‌یابند، رقیب بسیار بزرگی برای شبکه‌های اجتماعی بومی هستند. به‌طور حتم شبکه اجتماعی که به‌طور بومی راه‌اندازی شود، قادر نخواهد بود به‌راحتی با فیس‌بوک به رقابت بپردازد.

• در ایران بر طبق قوانینی که وجود دارد، شبکه‌های اجتماعی فیلتر هستند و به نظر می‌رسد که قرار هم نیست این محدودیت به‌زودی برداشته شود. با وجود این، باز هم معتقدید باید از فرصت‌های بومی‌سازی هم استفاده نکرد؟
بر اساس اخبار جدید، به نظر می‌رسد که فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی تا حد قابل قبولی برطرف خواهد شد، یعنی قرار است نرم‌افزارهای فیلترینگ جدیدی هم مورد استفاده قرار گیرد. در حال حاضر بحث کنترل هوشمند مطرح است، در واقع استفاده از فیس‌بوک آزاد می شود، ولی کنترل هدفمند روی آن اعمال خواهد شد. یعنی اعلام شده که امکان استفاده از بخش‌های مجاز شبکه‌هایی همچون فیس‌بوک و توییتر فراهم خواهد شد. در مجموع، آزادسازی شبکه‌های اجتماعی را گام مثبتی ارزیابی می‌کنم که سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان می‌توانند از فرصت‌های آن نیز بهره‌مند شوند. ضمن این‌که برخوردی آرام و به دور از سیاست‌زدگی می‌تواند چهره منفی‌ای را که از رسانه‌های اجتماعی ترسیم شده و همواره از تهدیدها و چالش‌های آن سخن گفته شده، بکاهد.

• به نظر شما به‌کارگیری این نرم‌افزارها تا چه حدی ناقض حریم شخصی کاربران است؟
هنوز جزئیاتی درخصوص این نرم‌افزار و اعلام نشده، فقط کلیات خبر مطرح شده است. پس زود است که بخواهیم در این مورد قضاوت کنیم.

• با ایجاد قانون‌های جدید در حوزه‌های نقض حریم خصوصی، حملات سایبری و … موافق هستید؟
تدوین قوانین ضروری به نظر می‌رسد. به‌عنوان نمونه، اگر یک خبرگزاری یک مولتی‌مدیا یا فیلم خبری در سایت خود قرار دهد، یا رسانه‌ای بخواهد شبکه تلویزیون اینترنتی ایجاد کند، دو دیدگاه وجود دارد که به شفاف‌نبودن قانون بر‌می‌گردد؛ از یک‌سو اعلام شده که اگر فردی تلویزیون اینترنتی راه‌اندازی کند، خلاف قانون است و باید از صداو‌سیما مجوز بگیرد؛ چراکه راه‌اندازی تلویزیون خصوصی در کشور ممنوع است. از سوی دیگر، عده‌ای معتقدند از آن‌جایی که این تلویزیون برپایه وب طراحی و عرضه شده، باید در جرائم رایانه‌ای سنجیده شود. قانون این را مشخص نکرده است، به‌خصوص در زمینه رسانه‌های اجتماعی و مولتی‌مدیا به‌شدت با ضعف قانون روبه‌رو هستیم.

• پیکره قوانین حاکم بر فضا مجازی و راهکارهای آن تا چه اندازه نیازمند بازنگری است؟
نکته‌ای که وجود دارد، این است که متاسفانه ضوابط و قوانین ما در این حوزه با وجود عمرچندساله آن نتوانسته همگام با سرعت بالای تغییرات این فضا رشد کند؛ بنابراین به نظر می‌رسد اضافه‌کردن مباحث و حتی بازنگری آن‌ها به همراه ایجاد بستری برای تغییرات آینده کاملا ضروری به نظر می‌رسد.

• به وجود آمدن یک نهاد دولتی مانند شورای‌عالی فضای مجازی، چقدر می‌تواند به این فضا کمک کند؟
هنوز وظایف شورای‌عالی فضای مجازی اعلام نشده است. مشخص نیست که این شورا قرار است در زمینه تدوین، اجرا یا نظارت بر قوانین فعالیت کند. وقتی که این وظایف اعلام شوند، می‌توان در این‌باره سخن گفت. ولی من معتقدم باید مشارکت فعالان و مدیران سایت‌های معتبر و صاحب‌نظران اینترنت در سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری‌ها در این شورا مورد توجه قرار گیرد.

• تجمیع همه وظایف ترسیم‌شده فضای مجازی در این شورا را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
به نظر من، شورای‌عالی به مسائل کلان خواهد پرداخت و سیاست‌گذاری را بر عهده خواهد داشت. مراجع ذی‌صلاح دیگر هم اجرای مصوبات و قانون و نظارت را بر عهده می‌گیرند.

• رسانه‌ها و به‌خصوص روزنامه‌هایی که از کاغذ به فضای مجازی مهاجرت می‌کنند، با چه فرصت‌ها و تهدیداتی مواجه‌اند؟
در اواخر سال ۲۰۱۲ هفته‌نامه تحلیلی نیوزویک با وجود تیراژ بالا، انتشار چاپی خود را متوقف ساخت و اعلام کرد انتشار خود را صرفا در اینترنت دنبال می‌کند. امروزه بحثی در بین اساتید ارتباطات درباره فرا رسیدن مرگ رسانه‌های چاپی مطرح است.
برخی معتقدند روزنامه‌ها کنار زده می‌شوند و برخی دیگر معتقد هستند که تجربه ثابت کرده است که ظهور یک رسانه جدید باعث مرگ روزنامه نشده است. به نظر من، درحال حاضر این روزنامه ها از بین نمی‌روند. از طرفی بحث بحران کاغذ، حمایت از محیط زیست مطرح است و از طرفی دیگر، مزیت‌های بی‌شمار ورود به دنیای مجازی. در این راستا وقتی به آسیب‌شناسی این موضوع می‌پردازیم، ابتدا باید این را مورد بررسی قرار دهیم که از مخاطب رسانه چاپی به سمت مخاطب آنلاین تغییر جهت داده‌ایم، بنابراین باید بر اساس ذائقه مخاطب، همه برنامه و ساختار و نوشتار خود را تغییر دهیم.
نکته دوم این آسیب‌شناسی، مدیریت رسانه است؛ چراکه ساختار روزنامه چاپی با آنلاین متفاوت است. نکته سوم درخصوص مشکلات آموزشی مطرح خواهد شد که خبرنگاران توانایی و تخصص نوشتن در فضای وب را داشته باشند و آموزش‌های روزنامه‌نگاری چندرسانه‌ای را بگذرانند. نکته چهارم مشکلات اقتصادی است. نشریات چاپی به منابع دولتی بسیار وابسته هستند، ولی در خصوص رسانه‌های آنلاین این‌گونه نیست و کسب‌و کار اینترنتی شرایط را تغییر داده است.

• با توجه به این تغییر و تحولاتی که در نیوزویک رخ داده، به نظر شما این نشریه با ریزش مخاطب روبه‌رو می‌شود؟
نه، این موضوع را تهدیدی برای کاهش تعداد مخاطبان آن نمی‌دانم. وقتی که یک کلیپ ویدئویی ساخت کشوره کره، یک میلیارد بازدیدکننده دارد، نیوزویک آنلاین هم به‌طور حتم مخاطبان آنلاین و علایق آن‌ها را شناسایی کرده است تا با کاهش مخاطب روبه‌رو نشود.

• به محبوبیت این کلیپ ویدئویی و خواننده آن اشاره کردید، با وجود این آیا می‌توان اینترنت را یک رسانه سبک و سطح پایین برشمرد؟
نمی‌توان گفت که اینترنت رسانه سبک و سطح پایینی است؛ چراکه نخبگان هم از اینترنت استفاده می‌کنند. بالاخره یکی از کارکردهای هر رسانه‌ای تفریحی و سرگرمی است. در اینترنت می‌توان کتاب و روزنامه خواند، به رادیو گوش داد، چت و گفت‌وگو کرد. تجمیع ابزارها و رسانه‌های گوناگون در اینترنت را همگرایی رسانه‌ای می‌نامند. ممکن است در برخی موارد سطح اینترنت پایین باشد، ولی در مجموع، اینترنت ترکیبی از همه این موارد است. اینترنت هم فرشته و نجات‌دهنده است و هم شیطان و گمراه کننده.

درباره نویسنده

"وب مثبت" فعالیت خود را از سال 91 آغاز کرد... شما در "وب مثبت" شاهد محتوای مرتبط با وب، شامل "آموزش اصول طراحی و مدیریت وب سایت" و همچنین "آخرین اخبار و حاشیه های دنیای وب" خواهید بود. WebMosbat.IR را به یاد داشته باشید...

نوشته های مرتبط